زن و مرد از نظر بیولوژیک (ساختار بدن) و فیزیولوژیک (کارکرد اعضا) متفاوتند ،اما از لحاظ حقوق انسانی و اجتماعی مساویند. زن و مرد نه تنها در بعد جسمی بلکه در ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به دلیل تفاوت های هورمونی و کروموزومی که دارند ، به گونه ای از هم متمایزند. از تفاوت در ساختمان بدنی و متوسط قد و وزن و حجم مغز گرفته تا تفاوت در خُلقیات، خلاقیت های هنری، میزان تحمل پذیری، آستانه ی تحریک پذیری، نوع خردورزی، جنبه های زیبایی شناختی و ده ها مورد دیگر همگی در دایره ی تفاوت ها جای می گیرند.
پس این اختلافات و تفاوت ها وظایف و حقوق زن و مرد را متفاوت می سازد و در نتیجه تفاوت فعالیت ها و تخصیص نقش ها را به دنبال دارد. از این رو چنانکه این تمایزات نشان می دهد ساختار بدنی زنان برای انجام کارهای سبک تر و انعطاف پذیر و به دور از فشارهای عصبی و روانی بنا گردیده و توانایی مرد برای انجام فعالیت های سنگین تر و شدیدتر، آمادگی بیشتری یافته است. اسلام به تناسب این تمایزات که همانا ویژگی های شخصیتی، توانایی ها و تفاوت های فردی است برای انسان ها تکالیف و وظایفی تعیین کرده است و بر نقش اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان در جامعه تأکید نموده است. بدین ترتیب زنان باید با در نظر گرفتن این مسئله و با توجه به شرایط روحی و جسمی خویش پا به این عرصه نهند. مهمترین مسئله ای که در اشتغال زنان مورد توجه قرار می گیرد وجود نقش های متعددی است که زنان به عنوان همسر و مادر و گرداننده ی خانواده به عهده می گیرند. نقش هایی که در جامعه ی ما به صورت سنتی به آن نگریسته می شود وگاهی با نقش مدرن زن به عنوان یک فرد شاغل در خارج از خانه در تعارض است.
آیا به نظر نمی رسد که زن را از جایگاه واقعی خود در دهه های اخیر خارج کرده ایم؟؟؟در حالی که به او منت می گذاریم و می گوییم ارتقائت بخشیده ایم!!!