یک راه برای پی بردن به ضررهای چای آن است که به رفتارحیوانات- که به عکس انسانها، درحفظ سلامت خود بسیار کوشا هستند- توجّه کنید؛ معمولاً هیچ حیوانی حاضر به خوردن چای نیست ولذا، مزارع چای نیاز به سمپاشی وآفت کشی ندارند؛ در واقع، بوته چای جزء معدود گیاهانی است که به دلیل وجود سموم فراوان در بافت آن، در هیچ آفت جدی طبیعی- به جز خود انسان! ندارد. اگر چند برگ چای را همراه با تکّه ای نان به یک گاو یا گوسفند بخورانید؛ خواهید دید که حیوان زبان بسته، این لقمه ناباب را از دهان بیرون می اندازد! ریختن برگ چای در آب، می تواند منجر به مرگ ماهی ها شود. جالب این جاست که در بعضی مناطق، کشاورزان از این خاصیت چای بهره برده، در اطراف مزارع بوته چای می کارند تا  احشام و سایر حیوانات به مزارع نزدیک نشده و زراعت را خراب نکنند.

ابن سینا، چای سیاه را«اسفل چای ها» یعنی پست ترین نوع چای می داند و لذا اگر اقدامات تبلیغی استعمارگران نبود، به طور طبیعی هیچ گاه مصرف چای در ایران باب نمی شد. بر اساس همین آشنایی، واکنش هایی نیز از سوی علما به کشت این گیاه انجام شد؛ از جمله در نامه ای که جمعی از علمای آن دوران به دربار قاجار نوشته اند آمده است: «چرا می خواهید گیاهی را در ایران رواج دهید که حتی الاغها از نزدیک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است.» این برخورد نشان می دهد که حکمای ایرانی با این گیاه آشنایی داشته، به خوبی می دانستند که این گیاه ارزش غذایی ندارد و تنها برخی استفاده های دارویی از آن امکان پذیر است.